خرید بک لینک

مظهر صبر خدای حی داور زینبم!

یادگار حیدر و زهرای اطهر زینبم!

اربعین امام حسین(ع)98

فتح کردی شام را سنگر به سنگر زینبم!

آمدی همچون علی از فتح خیبر زینبم!

گرچه آهی نیست از آه تو ظالم سوزتر

بازگشتی از همه سردارها پیروزتر

****

باغبان از بهر گل‌هایت گلاب آورده‌ام

بحر بحر از چشم گریان بر تو آب آورده‌ام

روی نیلی گیسوی از خون خضاب آورده‌ام

پرچم پیروزی از شـام خـراب آورده‌ام

آه دل را آتش فریـاد کـردم یـا حسین

شام ویران را حسین‌آباد کردم یا حسین

****

خواهرم در این سفر فریاد عاشورا شدی

یاس بـاغ وحی من نیلوفر صحرا شدی

با کبودی رخت مهرِ جهان‌آرا شدی

هر چه می‌بینم شبیهِ مادرم زهرا شدی

بارها جان دادی اما زنده‌تر گشتی بیا

دست بسته رفتی و پیروز برگشتی بیا

****

من خدا را آیت فتح و ظفر بودم حسین

با سرت تا شام ویران هم‌سفر بودم حسین

بر دل دشمن ز خنجر تیزتر بودم حسین

دختران بـی‌پناهت را سپـر بودم حسین

بس که آمد کعب نی از چار جانب بر تنم

گشت سر تا پا تنم نیلی‌تر از پیراهنم

****

زینبـم، پیـروز میـدان بـلا دیدم تو را

فـاتح روز نبـردِ ابتـلا دیـدم تـو را

لحظه لحظه قهرمان کربلا دیــدم تو را

خوانده‌ام قرآن و در طشت طلا دیدم تو را

تو نگه کردی و دشمن چوب می‌زد بر لبم

بـر نگاهِ درد خیزت گریـه کـردم زینبم

****

در کنار طشت چندین طایر افسرده بود

هم لب تو، هم دل مجروح من آزرده بود

کاش چوب آن ستمگر بر لب من خورده بود

کاش پای صوت قرآن تو زینب مرده بود

من که صبرم غمت برجان خریدم یا حسین

در کنـار طشت پیـراهن دریدم یا حسین

****

خواهرم آن شب که در ویرانه مهمانت شدم

بـا سـر ببْریـده‌ام شمـع شبستـانت شـدم

شستشو از گرد ره با اشک چشمانت شدم

چشم خود بستم، خجل از چشم گریانت شدم

دخترم پرپر زد و جان داد دیدم خواهرم

زد نفس تا از نفس افتاد دیدم خواهرم

یا اخا آن شب تو کردی با سر خود یاری‌ام

ورنه می‌شد سیل خون در دیده اشک جاری‌ام

مـاند چون بغض گلـو در سینه آه و زاری‌ام

کاش می‌مردم من آن شب زین امانت داری‌ام

دختر مظلومه‌ات با دست زینب دفن شد

حیف او هم مثل زهرا مادرت شب دفن شد

****

جان خواهر من سر نی سایه‌بانت می‌شدم

نیمـه‌های شب چـراغ کـاروانت می‌شدم

بـا اشـارت‌های چشمم، ساربانت می‌شدم

گه جلو، گه پشت سر، گه هم‌عنانت می‌شدم

یاد داری سنگ زد از بام، خصمم بر جبین

از فـراز نـی سـرم افتـاد بر روی زمین

****

«یا اخا» خون ریخت از فرق تو و چشم ترم

تا سرت افتاد از نی، سوخت جان و پیکرم

من زدم بر سینه، سیلی زد به صورت، مادرم

کاش پیش سنگ آن ظالم سپر می‌شد سرم

قصة سنگ و جبین، بار دگر تکرار شد

راس تو افتاد از نی، چشم زینب تار شد

****

جان خواهر این مصائب در رضای دوست بود

گـر سـرم افتـاد از نـی، پیش پای دوست بود

بـر فـراز نـی مـرا حـال و هوای دوست بود

ایـن اسـارت، این شهادت، از برای دوست بود

تا در اطراف سر من طایر دل پر زند

شعله فریاد تو از نظم «میثم» سر زند

****************************

ایّام اربعین تو یا صبح محشر است

یا روز جانگداز وفات پیمبر است

بیش از هزار سال گذشته است و اربعین

از اربعین اوّل تو غم فزاتر است

دوران هر حماسه دو روز است و دور تو

از ابتدای خلقت تا صبح محشر است

هر جا عزای تو است همانجا حریم تو است

هر پیر دلشکسته در آن بزم جابر است

احرام ما لباس سیه، کعبه کربلا

اشگ مصیبت تو فرات است و کوثر است

جابر بپوش جامۀ احرام و غسل کن

کاین سرزمین مزار بدن های بی سر است

اینجا نه کعبه، کعبه در اینجا کند طواف

اینجا نه خانه، خون خداوند اکبر است

جابر در این زمین مقدّس وقوف کن

کاینجا نکوتر از عرفات است و مشعر است

اینجاست گلبنی که به دامان سرخ آن

از حملۀ خزان صد و ده لاله پرپر است

بالای سر میا که سری نیست در بدن

پایین پا بیا که تن پاک اکبر است

بر حنجر بریدۀ او نام زینب است

در سینۀ دریده ی او قبر اصغر است

جابر به دور قبر بگرد و نظاره کن

دور از تمامی شهدا قبر دیگر است

بوی حبیب می وزد از خاک آن مزار

آری حبیب نور دو چشم مظاهر است

جابر بیا به جانب گودال قتلگاه

کانجا به گوش نالۀ زهرای اطهر است

این سنگ ها که در دل گودال ریخته

یادآور جنایت خصم ستمگر است

جابر ز قتلگاه بیا سوی علقمه

کانجا حسین را سر و سر دار و لشگر است

از جان مزار حضرت عبّاس را ببوس

چون با سرشک فاطمه خاکش مخمّر است

عبّاس کیست آنکه به رزم و به حلم و صبر

گاهی حسین گاه حسن گاه حیدر است

عبّاس کیست سرو روان دو فاطمه

عبّاس کیست چشم و چراغ دو مادر است

«میثم» سلام باد به جابر که بر لبش

در روضۀ حسین سلام مکرّر است

********************


#_شعر_اربعین_حسینی_
#_اربعین_ماتم_عظماست_بیا_تا_برویم_

اربعین ماتم عظماست بیا تا برویم
مادری منتظر ماست بیا تا برویم
کعبه بر ما همگان قبله و راه است ونشان
کربلا قبله ی دلهاست بیا تا برویم
جاده ی خاکی و با پای پیاده حرمش
همه ی خاطره زیباست بیا تا برویم
برکتِ ، مشهدو قم باشد و برما که چنین
جاده یِ اَمن مهیاست بیا تا برویم
همه ی ایل و تبار آمده اند بهر عزا
دوجهان غرقِ تماشاست بیا تا برویم
دورِ هم سینه زنان پای پیاده حرمش
کوریِ دیده ی اعداست بیا تا برویم
قدسیان بر سر و بر سینه زنان آمده اند
مجلس حضرتِ زهراست بیا تا برویم
همه ی آل عبا رخت عزا بر تنشان
روضه خوان زینب کبراست بیا تا برویم
روضه خوانِ حرمش با دل پر آمده است
روضه ی سه ساله بر پاست بیا تا برویم
کاش ، گوشِ همه ی عالم دنیا برسد
غم اسلام همین جاست بیا تا برویم
مهدیِ حضرت زهرا بخدا منتظر است
به دلش چونکه تسلاست بیا تا برویم
دلِ بی تابِ تراب پر میکشد بهر حرم
هرکه دلداه و همپاست بیا تا برویم
اربعین ماتم عظماست بیا تا برویم
مادری منتظر ماست بیا تا برویم
رضا ترابی گیلده


من جابر پیر توام، ای دوست نگاهی
جز تربت پاک تو، مرا نیست پناهی
آرند همه بر شهدا، لاله و من هم
باشد، گلم از سوز جگر، شعلۀ آهی
گوش‌که شنیده است‌، که با نیزه و خنجر
بر یک تن مجروح کند، حمله سپاهی
لبْتشنه، سر از پیکر پاک تو، بریدند
آخر به چه جرمی چه خطایی چه گناهی؟
دریا به لبت سوخت و این قوم ستمکار
بر حنجر خشک تو نکردند نگاهی
با داغ تو، لبخند، حرام است به شیعه
بی‌گریه به پایان نرسد، سالی و ماهی
آن کس که زد آتش به حریم تو بسوزد
در آتش دوزخ، ابدالدهر، الهی
خون ریخته از گوش زنی بر روی شانه
جان داده ز کف، دخترکی بر سر راهی
والله نسوزند خلایق به جهنم
سوزند اگر در غم تو گاه به گاهی
«میثم» همه جا، گفته من از آن شمایم
بسته است خودش را به شما نامه‌سیاهی

**********************

13326 حبیبی ذریه زهرا(س), [13.10.19 21:13]
فاتح میدان بلا خواهرم
هم قدم و هم دم و هم سنگرم
آینه دار پدر و مادرم
خوش آمدی زینبم (۲)
*
من سر نیزه، به تو بالیده ام
صدای حیدر ز. تو بشنیده ام
گیسوی خونین تو را دیده ام
خوش آمدی زینبم (۲)
*
از رگ ببریده، صدایت کنم
با دل بشکسته دعایت کنم
اشک فشان، ناله برایت کنم
خوش آمدی زینبم (۲)
*
یک اربعین خونِ جگر خورده‌ای
رو به سوی کرب و بلا کرده‌ای
رقیه را چرا نیاورده ای؟
خوش آمدی زینبم (۲)
*
برای من ز شام ویران بگو
از لب و چوب و طشت و قرآن بگو
ز بازوی بسته طفلان بگو
خوش آمدی زینبم (۲)
*
دختر فاطمه، چها کرده‌ای
یاد من از مهر و وفا کرده‌ای
وقت نماز شب دعا کرده‌ای
خوش آمدی زینبم (۲)
*
نایبة الحیدر بی قرینه
نمان به کربلا، مرو مدینه
ترسم ز گریه، جان دهد سکینه
خوش آمدی زینبم (۲)

برچسب: نویسنده: آراد میرزاده تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 4:00

صفحه بندی