
من جابر پیر توام، ای دوست نگاهی جز تربت پاک تو، مرا نیست پناهی آرند همه بر شهدا، لاله و من هم باشد، گلم از سوز جگر، شعلۀ آهی گوشکه شنیده است، که با نیزه و خنجر بر یک تن مجروح کند، حمله سپاهی لبْتشنه...
ادامه مطلب
اربعینبی تو دلم، بسمل بی بال بودداغ چهل روزه، چهل سال بودطایر جان، دور سرت میپریدمرغ دلم، گوشه ی گودال بودسلسله، گردیده النگوی دستخار، به پای همه خلخال بودسینه ی ما، داغ روی داغ داشتخال لب ما، همه تبخال بودهمـره ما، تار و نی و چنگ بوددسته گل محفل ما، سنگ بود*اگر چه، خون جگر آوردهامپرچم فتح و ظفر آوردهامای به فدای تن پاکت، سرمبر تن پاک تو، سر آوردهامبر لب خشک تو ز شام بلااشک فشان، چشم تر آوردهامگرچه تو خود از همه داری خبرمن ز سه ساله، خبر آوردهامداغ بزرگی است غم کودکتفاطمـه ی سـه سالـه ی کو...
ادامه مطلب
سلام ای نور عینم ، برادر جان حسینمپس از یک اربعین رنج و اسارتکنم قبر حسینم را زیارت نفس ها اوفتاده در شماره xa0زیارتنامه قلب پارهxa0 پارهبرادر جان به زینب کن نظاره xa0سلام ای نور عینم ، برادر جان حسینمنهادم در بیابان پیکرت را چهل منزل به نی دیدم سرت راسر عباس و عون و جعفرت را سلام ای نور عینم ، برادر جان حسینمبه شام و کوفه دل بردی ز دستمبپای صوت قرآنت نشستمز دیده خون فشاندم سر شکستمسلام ای نور عینم ، برادر جان حسینمبخواب ای باغ هفتاد و دو لالهکه شد ویران سرا در اوج نالهxa0زیارتگاه زهرای سه سالهس...
ادامه مطلب